محمد رضا واليزاده معجزى

425

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

امرايى با وى يكدل و يكرنگ بود و از صميم قلب براى موفقيت وى مىكوشيد و ساير خوانين و سركردگان غالبا به قيد احتياط و يا به شوق غارت و چپاول مردم بيچاره و بينوا آن هم توأم با دورويى و نفاق و محافظه‌كارى دور او را گرفته و از صميم قلب در كار او جدى و كوشا نبودند و همين محافظه‌كاريها بالاخره منجر به شكست سالار الدوله شد ، چنان‌كه شرح آن بيايد . هرگاه در پيرامون روحيات و عمليات يكان‌يكان همراهان و هواخواهان و سران جيش او مطالعه و بررسى كنيم ، واضح مىشود كه همه عناصر اين اردو اعم از كادر فرماندهى كه عبارتست از خوانين و سركردگان عشاير بودند و اعم از افراد هيچ كدام صميمانه به نفع شاهزاده كار نمىكردند . يا به اميد غارتگرى دنبال وى افتاده بودند و يا از ترس كه شاهزاده اسباب زحمتشان را فراهم نكند و سركردگان درجه اول هم دوجانبه كار مىكردند كه اگر سالار الدوله موفقيتى بدست آورد گردنى افراخته بگويند فاتح و گشاينده تهران ما بوديم و اگر هم شكست خورد به اولياء مركز بگويند كه ما سالار الدوله را به بازى گرفته‌ايم و همراهى ما با او براى دفع شر بوده نه جنگ با دولت . مثلا والى پشتكوه لرستان با اين‌كه پدر زن سالار الدوله بود و شاهزاده مىخواست از طفيل وجود او بر تخت شاهنشاهى ايران صعود كند ، غلام شاه خان پسرش را با چهارصد نفر به يارى سالار الدوله فرستاد كه اگر فاتح شد ، او همه كاره داماد خود باشد و اگر مغلوب شد به اولياء دولت بگويد پسر من بدون كسب اجازه از من با سواران خود به شاهزاده پيوسته و من راضى نبوده‌ام . دومين هواخواه مقتدر سالار الدوله داود خان كلهر بود كه عموم سركردگان اردو شاهزاده متفق القولند مشاراليه به‌طور محرمانه و سرى با دولتيان ارتباط داشته و حتى عقيده دارند كه چون مقادير زيادى ليره « 1 » از دولت گرفته بود . عمدا موجبات شكست اردو را فراهم آورد . و اما خوانين و سركردگان كردستان را كه مهمترين حاميان شاهزاده بوده و قبل از همه به يارى او برخاسته‌اند ، قبلا شناختيم كه در خانه مشير ديوان پيش از ورود سالار الدوله جمع شده بودند و مىخواستند در مورد مخالفت يا هم‌آهنگى با او تصميم بگيرند . تنها فرياد دسته‌جمعى نوكران آنها كه گفتند ما به شاهزاده تسليم مىشويم و او را يارى مىدهيم و اگر شما خلاف اين دستورى بدهيد اطاعت نخواهيم كرد ، موجب شد تا خوانين كردستان به محض شنيدن اين سخنان ناچار به سوى شاهزاده گراييده و نتوانند تصميم نامساعدى عليه شاهزاده و منويات او اتخاذ كنند و در واقع از راى نوكران خود كه تشكيل اكثريت را مىدادند ، تبعيت كردند . راجع به خوانين جاف و

--> ( 1 ) . به‌طورى كه شهرت دارد و عموم لرستان كه با سالار الدوله بوده‌اند اظهار مىدارند ، ليره‌هايى كه دولت به داود خان داده بود ، تقلبى بوده‌اند . ( العهده على الراوى )